ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )
113
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )
اين مطلب نكته اى لطيف در باب استعاره مىباشد و قطره اى از درياى بيكران اسرار سخن امام ( ع ) است . پس به لطف خدا بنگر كه چگونه آن بزرگوار را به اين نيروى قدسى شريف كه در تقرير و توضيح حقايق رسالت ، اختصاص داده به دليل اين كه خداوند تعالى فرموده است : خداوند حكمت و دانش را به هر كه خواهد مىدهد و به هر كه حكمت داده شد به دو خير فراوان داده شده است و جز خردمندان اين نكته را ياد آور نمىشوند ( 1 ) . كلمهء نهم گفتار آن حضرت ( ع ) است : الشرف بالعقل و الادب لا بالحسب و النسب بزرگوارى به داشتن خرد و ادب است نه به ثروت و مال و اصل و تبار . شارح گويد : شرف ، بلندى مرتبه است . امّا خرد ، اقسام و درجاتش را پيش از اين شناختى . مقصود از ادب ، درست كردن نيروى عملى است به اين كه بزرگواريهاى اخلاقى را در خود جمع كند . منظور از حسب ، كافى بودن از نظر مال و آنچه در حكم آن است اگر چه گاهى مقصود از آن بزرگواريهاى برگزيده مىباشد . لكن به اين معنى يكى از اجزاى شرف است . و نسب ، همان اصل و تبار مىباشد . امّا توضيح اين حكم اين است كه دانستى كمالى كه ويژهء آدمى است دو قسم است . دليل اين تقسيم اين است كه دانستى براى نفس انسان دو نيروست : نيروى نظرى و عملى به همان سبب ، كامل شدن يكى از آن دو كه نيروى نظرى است ، در گرو شناختهاى واقعى و دانشهاى يقينى مىباشد و كامل شدن نيروى ديگرى كه نيروى عملى است و هدف آن ترتيب دادن به كارهاست . و چون براى آدمى در اين دو نيرو كمال حاصل شود به سعادت كامل رسيده است . امّا كامل شدن انسان در نيروى نظرى به اين است كه معقولات اوّليّه را كه همان دانشهاى نخستين است به دست آورد . اين معقولات اوليه وسيله اى براى به دست آوردن معقولات ثانيه مىباشد و پس از ترقّى كردن به درجهء عقل مستفاد مىرسد . چنان كه قبلا بيان كرديم . كامل شدن آدمى بر اساس نيروى عملى اين است كه اخلاقش به كمال رسد و سر چشمهء اين كمال آن است كه نيرو و كارهاى ويژهء آن قوّه عملى را به گونه اى تنظيم كند
--> ( 1 ) بقره ( 2 ) آيه 269 .